تبلیغات
اخبار ورزشی - پشت پرده جنجالی‌ترین نود سال فوتبالی
اخبار ورزشی
پنجشنبه 16 تیر 1390

پشت پرده جنجالی‌ترین نود سال فوتبالی

پنجشنبه 16 تیر 1390

نوع مطلب :
نویسنده :محمد

اینجا یكی از جالب‌ترین بخش‌های برنامه است؛ حبیب كاشانی از عادل فردوسی‌پور ناراحت است كه چرا وقت كمی به او داده‌اند! عادل هم در پاسخ می‌گوید: آقا الان ساعت 2 نیمه شب است و نزدیک یك ساعت و خرده‌ای فرصت حرف زدن داشتید. پس از چند بار رد و بدل شدن دیالوگ بین عادل فردوسی‌پور و حبیب كاشانی، این علی دایی است كه در اتاق فرمان می‌گوید نوبت من است حرف‌هایم را بزنم!

 

از صبح آن روز، همه روزنامه‌ها و سایت‌های ورزشی با زدن تیترهای جنجالی، اعلام كرده بودند آخرین برنامه 90 سال فوتبالی، جنجالی خواهد بود، چرا كه علی دایی یك سوی نبرد بود و حبیب كاشانی، سوی دیگر.

 عادل ‌فردوسی‌پور در یك مصاحبه كوتاه

من به دنبال حقیقت هستم، نه حاشیه‌

عادل فردوسی‌پور از مصاحبه فراری است، به گونه ای که در همه این سال‌ها نشده كه او جلوی خبرنگاران یا دوربین‌ها بنشیند و به پرسش های آنها كه كم هم نیست، پاسخ دهد (برای همین است كه هیچ‌كس چیز زیادی درباره عادل و علایق و زندگی شخصی و فعالیت‌هایش نمی‌داند) اما در پایان آخرین برنامه 90 به پرسش های گزارشگران ما كه تا ساعت‌ 4:30 صبح منتظر آن لحظه مانده بودند، پاسخ داد:

* چند سال است كه برنامه ‌90 را اجرا می‌كنید؟

ـ دوازده سال.

* در این مدت، حتما خاطرات زیادی دارید، یكی از آنها را برای ما تعریف می‌كنید؟

ـ همه این برنامه‌ها خاطره هستند، همین كه تا ساعت 4:30 صبح پای برنامه هستیم و همه این بچه‌ها تا حالا بیدار مانده‌اند تا كار خودشان را انجام دهند، همه اینها خاطره است.

* راست است كه می‌گویند عادل فردوسی‌پور می‌تواند دو تا عكس را به جان هم بیندازد!

ـ نه. این چه حرفیه (با خنده)؛ اصلا این‌طور نیست.

* شما دنبال حاشیه هستید یا حاشیه دنبال شماست؟

ـ هیچ‌كدام، من تنها به دنبال حقیقت هستم.

* خب بالاخره یك خاطره برای ما تعریف نمی‌كنید؟

ـ (در این لحظه از بیرون كادر به عادل تقلب رسانده می‌شود: آن روز كه لامپ بالای سر صحنه تركید...) بله، آن روز لامپ بالای سر ما در حال اجرای زنده تركید و من مثل شصت‌تیر از جا پریدم و... .

* ساعت از 4:30 صبح گذشته و الان كه برنامه شما تمام شده، نزدیک 5 ساعت بود، از این فشار كاری خسته نیستید؟

ـ خب چرا، خود شما هم الان خسته هستید و میكروفن شما كه كج شده همین را نشان می‌دهد (با خنده). خود من همین الان اگر یك دقیقه دیگر این مصاحبه را ادامه بدهید، همین جا خوابم می‌برد.

و اینجا مصاحبه با خنده تمام شد...


چند دقیقه پیش از آغاز

* دغدغه‌ای به نام اتو!

همه عوامل پشت صحنه و عادل فردوسی‌پور در حال تدارك و آماده شدن برای برنامه هستند. كمتر از سی ثانیه دیگر قرار است برنامه روی آنتن شبكه 3 برود كه همه دنبال عادل‌خان فردوسی‌پور هستند! بالاخره جناب مجری دوان دوان داخل استودیو می‌شود و جالب اینكه پیش از آغاز برنامه، تنها دغدغه‌ای كه دارد یك چیز است؛ چروك بودن كت‌وشلوار! حالا اون‌ وسط از كجا اتو پیدا كنیم؟!

* وقتی حاج‌ حبیب ظاهرسازی می‌كند

اینجا اتاق VIP ساختمان تولید صداوسیماست. حبیب كاشانی كه قرار شده به ‌عنوان نفر اول روبه‌روی عادل فردوسی‌پور بنشیند و به ابهامات و سوالات موجود پاسخ دهد، حداقل برعكس علی دایی تلاش می‌كند با لبخندی كه بر لب دارد، تظاهر كند خیلی از قضایای پیش‌ آمده ناراحت نیست! هر چند دقیقه یك بار هم اطرافیان او با حرف‌ها و دلداری‌های‌شان به وی آرامش می‌دهند.‌

* خون جلوی چشمانش را گرفته!

برعكس حبیب كاشانی، این علی دایی است كه از شدت عصبانیت، خون جلوی چشمانش را گرفته. پس از بارها دعوت ‌شدن به برنامه 90، این ‌بار دعوت عادل فردوسی‌پور برای شركت در برنامه زنده‌اش را پذیرفته و قرار است در آخرین برنامه سال فوتبالی 90، حرف‌هایی را بزند كه شاید هیچ‌ جای دیگر آنها را نگفته. او آنقدر از اتفاقات اخیر باشگاه عصبانی است كه عادل فردوسی‌پور در برنامه‌ زنده‌اش می‌گوید: «بغض گلوی علی دایی را گرفته».


اتاق فرمان استودیو 14 روی هوا

در اتاق صدابرداری استودیو 14 غوغایی برپاست؛ گویا بیشتر عوامل پشت صحنه 90 طرفدار علی دایی هستند و با حرف‌هایشان سعی در دلداری او دارند. عادل فردوسی‌پور درخواست می‌كند، بخشی از برنامه پخش شود كه اتاق فرمان اشتباهی یك فیلم دیگر را پخش می‌كند كه عادل درخواست می‌كند دوربین دوباره به استودیو برگردد و حرفی جالب می‌زند: «این هم آخرین سوتی برنامه 90 امسال!» اتاق فرمان از خنده منفجر می‌شود! بعد از گفتن این جمله بود كه صدای كارگردان برنامه به نشانه ناراحتی از حرف عادل جلوی دوربین بالا می‌رود. او می گوید، درست است كه سوتی داده، اما عادل نباید این حرف را جلوی دوربین می‌زد!

 در اتاق صدابرداری چه گذشت؟

‌علی دایی، همراه وكیلش (بهمن دهقان) و یك نفر دیگر كه هر دو نقش مشاوران او را بازی می‌كنند، در اتاق صدابرداری به دقت سخنان حبیب كاشانی را گوش می‌كند. هر حرفی حبیب كا‌شانی می‌زند، او زیر لب غرولند می‌كند و مشاورانش هم به نشانه اعتراض، حرف‌هایی می‌زنند البته گاهی هم علی دایی از حرف‌های حبیب كاشانی خنده‌اش می‌گیرد و زیر لب صحبت‌های جالبی می‌كند! در این گیرودار كه علی دایی از تك‌تك جملات حبیب كاشانی نت‌برداری می‌كند و از فرط عصبانیت در حال انفجار است، یكی از كارمندان صداوسیما با فرزندش وارد اتاق صدابرداری استودیو شده و از علی دایی می‌خواهد با فرزندش عكس یادگاری بیندازد! البته علی دایی می پذیرد و با خنده‌ای، عكسی به یادگار می‌اندازد.

من و آقای دایی دوستی داریم. جنگ‌هایی با كشته‌های زیاد هست كه بعد طرفین مذاكره می‌كنن. مثلا كسی فكر می‌كرد ایران و عراق پس از آن همه سال جنگ و خونریزی و كشته، روابطشون مثل امروز شود؟

اعتراض علی دایی به برنامه

اینجا یكی از جالب‌ترین بخش‌های برنامه است؛ حبیب كاشانی از عادل فردوسی‌پور ناراحت است كه چرا وقت كمی به او داده‌اند! عادل هم در پاسخ می‌گوید: آقا الان ساعت 2 نیمه شب است و نزدیک یك ساعت و خرده‌ای فرصت حرف زدن داشتید. پس از چند بار رد و بدل شدن دیالوگ بین عادل فردوسی‌پور و حبیب كاشانی، این علی دایی است كه در اتاق فرمان می‌گوید نوبت من است حرف‌هایم را بزنم!

 

 

 

 

وقتی علی دایی‌ سوتی می‌گیرد!

حبیب كاشانی با نخستین حرفی كه زد، صدای علی دایی درآمد. او گفت آقای دایی گفته‌اند مدیریت در قهرمانی هیچ نقشی نداشته و همه موفقیت را به نام خودشان زدند! این‌جا بود كه علی دایی در اتاق صدابرداری استودیو 14 گفت: «من كی این حرف رو زدم؟ من گفتم خودم هیچ نقشی در قهرمانی پرسپولیس نداشته‌ام و بقیه در این موفقیت نقش داشته‌اند!»

شب مشاوره‌ها

آن شب جنجالی، شب مشاوران بود، حبیب كاشانی و علی دایی با مشاورانشان به استودیو آمده بودند و عادل هم در هر وقفه‌ای كه پیدا می‌شد، فورا از جایش بلند می‌شد و از استودیو خارج می‌شد تا از حرف‌های مشاوران استفاده كند.

حتی چشم در چشم هم نشدند!

سرانجام حبیب كاشانی با وجود اینكه به دلیل وقت كم نتوانسته تمام حرف‌هایش را بزند، استودیو را ترك می‌كند. علی دایی و حبیب كاشانی تا پیش از این، پشت صحنه با یكدیگر روبه‌رو نشده بودند؛ به همین دلیل، وقتی حاج حبیب می خواست از در استودیو بیرون بیاید، از آن‌جا كه علی دایی در اتاق صدابرداری نشسته بود و خواه‌ناخواه نگاه این دو به یكدیگر گره می‌خورد، رویش را به سمت یكی از مشاورانش برگرداند و حبیب كاشانی هم با چرخاندن سرش به یك سمت دیگر، كاری كرد كه اصلا چشم در چشم نشوند!

در صحنه‌ای از نود، تصویر ناراحت‌كننده ای از پرت شدن یك جوان از بالای سقف یك سالن ورزشی به نمایش گذاشته شد كه خود عادل هم آن را تا آخر ندیده بود و صحنه‌ پرت شدن جوان او را از جا پراند. بلافاصله پس از پایان این بخش، عادل از همكارانش پرسید كه چه بر سر این جوان آمده است و آن‌ها هم كه از سرنوشت او اطلاع نداشتند، به فردی كه فیلم را فرستاده بود، ایمیل زدند تا آن ها را در جریان سرنوشت این جوان قرار دهد.


3، 2، 1: آتش!

 

 

* مشاوران فعال دایی

 

 

در هر بخش از برنامه كه قرار بود آیتمی پخش شود، بهمن دهقان، وكیل علی دایی به سرعت خودش را به او می‌رساند و با گفتن جملاتی به او مشاوره می‌داد!

* كله‌پاچه در 90!

ساعت نزدیك به 4 صبح است و علی دایی و عادل فردوسی‌پور بارها با گفتن اینكه پس از این‌جا باید به كله‌پاچه‌ای برویم، موجبات خنده عوامل و خودشان را فراهم می‌آورند! این طولانی‌ترین برنامه‌ 90 برنامه‌ای كه نزدیک سیصد دقیقه به طول انجامید.

* پس از جنگ كله‌پاچه می‌چسبد

علی دایی كه به قول عادل فردوسی‌پور ابتدا با بغض وارد سازمان شده بود، در پایان با خنده‌ای پیروزمندانه قصد ترك استودیو را دارد كه با درخواست گرفتن عكس یادگاری عوامل پشت صحنه برنامه روبه رو می‌شود. عادل فردوسی‌پور به همراه تمامی عوامل برنامه 90 در كنار علی دایی قرار می‌گیرند و پس از گرفتن عكس یادگاری، علی دایی می‌گوید «الان باید به كله‌پاچه‌ای بروم».

مهمترین حرف‌های علی دایی و حبیب كاشانی در مورد هم در90 جنجالی

عادل، قاضی دادگاه ‌دایی و ‌كاشانی!

در آخرین برنامه 90 در فصل فوتبالی امسال، علی دایی و حبیب كاشانی كه تا همین چند وقت پیش چنان علیه یكدیگر موضع گرفتند كه فكر می‌كردی از روز ازل دشمن خونی هم بوده‌اند! اینها مهمترین بخش‌‌های سخنان این دو نفر در برنامه 90 است.

علی دایی ‌سیاستمدار است!

حبیب كاشانی: ‌دوست داشتم قضایا چهره به چهره حل بشه كه آقای دایی نپذیرفتن، بعد خواهش كردم ایشون اول بیایند صحبت كنن، تا ابهامات بعدش با جواب من رفع بشه كه باز نپذیرفتن!
من فكر می‌كنم این روش درست نیست‌ كه اول من بیایم چهار تا چیز بگویم، بعد ایشان مطالب دیگری بگویند... ایشان می‌گویند من تنها بودم و هیچ‌كس دیگری موثر نبوده! من فكر می‌كنم تنها كسی كه بی‌ایراد و بی‌اشكال بودند، طرفداران ما هستند. ‌وقتی من رفتم دنبال آقای دایی، فكر می‌كردم ایشان خوب نتیجه می‌گرفتند، گذشتن از اسم آقای كرانچار، آسان نبود. زمانی كه من آمدم، مردم بیشتر موافق رفتن آقای دایی بودند، اگر آن موقع ‌موافقت می‌كردم، دیگر آقای دایی‌ وجود نداشت كه بگوید من قهرمان جام شدم! آقای دایی می گوید من سیاسی نیستم اما رفتارشان در این چند ساله، نشان داده همچین بی‌سیاست هم نیستند كه البته مربوط به ‌خودشان است. ‌

هر چی گرفته، نوش‌جونش

‌آقای دایی به من گفتن ‌شیث باید اردوی دوبی‌رو ترك كند، من هم دستور دادم ایشون رو ‌شبونه به تهران برش‌ گردونن.‌ بعد هم كه اون مسائل به‌ وجود اومد و مجبور شدیم طبق گفته خود آقای دایی، شیث ‌رو اخراج كنیم؛ خودتون می‌دونید، بازیكنی كه قرارداد سه ساله داره، ‌باید مبلغ رو تا آخرش بهش پرداخت كنیم، به احترام آقای دایی 350 میلیون به باشگاه ضرر خورده [قرارداد شیث]! در این مورد كه آقای دایی معترضه شیث 90‌درصد قراردادش‌رو گرفته، باید بگم در لیست پرداختی‌های ما نفر اول آقای دایی ست كه 70 درصد قراردادش رو گرفته و آقای شیث 90درصد‌. ولی نباید فراموش كنیم آقای شیث 25 درصد از قراردادش به‌‌خاطر بی‌احترامی به آقای دایی و 10 درصد هم به خاطر نتایج ضعیف تیم‌ كم شده. آقای دایی‌ 70 درصد قراردادش رو گرفته كه برای یك فصل 500 میلیون تومن بوده، علاوه بر پاداش هست كه نوش‌جونش.


مجید دلبندم علی دایی را زده؟!

آقای دایی هنگامی كه بحث درگیری با یك لیدر پیش اومد، ‌گلوی ایشون‌رو می‌گیرن، می‌برنش انتهای دیوار، ایشون داشت خفه می‌شد كه با مشت به‌ گونه‌‌ آقای دایی زد‌، در قوانین قضایی، ما حق دفاع داریم اما آقای دایی گفت لیدر از پشت به من حمله كرده و با مشت دست راست زده به‌گونه من. اگه خاطرتون باشه، گونه سمت چپ آقای دایی كبود شده بود. چه جوری می‌شه یه نفر از پشت بیاد و با دست راست، گونه چپ یه آدم رو كبود كنه؟ فكر كنم همچین چیزی فقط از «مجید دلبندم» با اون دستای بلندش بربیاد!

 

 


همه چیز زیر سر خودش بود

این آقا اومده فیلم اكشن و مجید دلبندم و اینارو تعریف می‌كنه! روزی كه من با اون لیدر درگیر شدم، خانمی كه برای كمك گرفتن به ورزشگاه‌ درفشی‌فر اومده بود، شاهد ماجراست. آقای اسماعیل‌بیگی(لیدر) به كاشانی گفت: «آقا مگه خودتون نگفتین بهش فحش بدید؟» كاشانی هم گفته: «من گفتم به خودش فحش بدبد. نه زن و بچش. دخترش تازه به دنیا اومده!»

* مثل بعضی‌ها دورو نیستم

‌‌من علی دایی، مثل بعضی‌ها دورو نیستم و یه رو دارم، سرم رو فقط زیر بیرق آقا امام‌حسین‌(ع) خم كردم‌. چرا با دردونه‌های خودت كه لیدرن اینجوری برخورد نمی‌كنی؟ تو این مدت صاحب دكه‌‌ مطبوعات شدن، فیش حج گرفتن، كربلا رفتن‌! اون آقایی كه تو شورای شهر راننده‌است میاد شعار می‌ده علیه من به نفع آقای اخراجی [شیث]. لیدری كه 2 كلاس سواد نداره، چطور می‌یاد بیانیه می‌خونه؟! اون موقع كه استعفا دادم از 500 میلیون، 100 میلیون هم نگرفتم، دنبال پول نبودم! تو تهرون باشگاه بود برای یه سال یه میلیارد و 200 میلیون تومن پول می‌‌داد.

* ‌حرف خصوصی كاشانی لو رفت

‌‌آقای كاشانی یه روز به‌ صورت خصوصی به من گفت من از مخالفای برداشتن آقای قطبی از تیم ملی بودم، اون باید می‌رفت اونجا می‌باخت تا دستش برای مردم رو بشه!

* عامل اصلی دعوای ما

‌عامل اصلی این دعوا، باجناق‌ آقای كاشانی، آقای علیپوره كه سردبیره روزنامه پرسپولیسه كه خود كاشانی مدیرمسئولشه. یه روز ایشون به من زنگ زد و گفت ‌ما تا حالا بهتون احترام گذاشتیم، شما مرده ‌بودید، آقای كاشانی زنده‌تون كرد! من می‌گم مگه آقای كاشانی عیسی مسیح(ع) است كه منو زنده كنه؟ اون بالایی منو زنده كرده و ‌همه‌جوره نگه داشته. دست می‌ذارم رو قرآن بابت تك‌تك حرفام. یه حرفی هم زدن درباره‌‌ سیاست من؟ وصیت پدرم بود كه هیچ‌وقت دنبال سیاست نرم، مگه من چی می‌خوام دیگه از زندگی؟!»